اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

94

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

موسى فرود آمد ليكن حق و نعمت پس بوسيله عيسى مسيح [ . . . ] [ 1 ] پسر يگانه اى كه پيوسته در آغوش پدر بود [ 2 ] . » اين بود گفتار چهار شاگرد نويسندگان انجيل درباره مسيح ، و پس از اين بشرح اخبار عيسى پرداخته گفته‌اند كه او بيمارى و پيسى را شفا داد و زمين گير را راست كرد و چشمان كوران را گشود و او را دوستى بنام « العازر » در دهى بنام « بيت عنيا » در ناحيه اورشليم بود ، [ 3 ] العازر مرد و او را در غارى نهادند و چهار روز گذشت . سپس مسيح بان ده آمد و دو خواهر العازر به او گفتند آقاى ما دوست تو العازر مرده است . عيسى اندوهگين شد و گفت گور او كجا است ؟ عيسى را نزد آن غار بردند كه سنگى بر آن نهاده بود . عيسى گفت سنگ را برداريد . گفتند چهار روز ميگذرد و قطعا گنديده است . عيسى نزديك غار رفت و گفت سپاس تو را خدايا ميدانم كه هر چيزى را ميدهى ليكن براى خاطر اين گروه كه ايستاده‌اند ميگويم تا به من ايمان آورند و باور كنند كه تو مرا فرستاده اى . آنگاه العازر را گفت برخيز ! العازر در ميان كفن دست و پاى بسته برخاست و بسيارى از يهوديان كه آنجا بودند به عيسى ايمان آوردند . مردم العازر را مىنگريستند و در شگفت ميشدند . پس بزرگان و دانايان يهود فراهم شدند و گفتند بيم آن است كه عيسى دين ما را تباه سازد و مردم او را پيروى كنند . يكى از آنها بنام « قيافا » رئيس كاهنان گفت يك مرد بميرد بهتر است كه همه طايفه هلاك گردند پس همگى بر كشتن عيسى همداستان شدند [ 4 ] . مسيح بر خرى سوار به اورشليم آمد و يارانش شاخه هاى خرما بدست باستقبال شتافتند [ 5 ] .

--> [ 1 ] انجيل يوحنا ب 1 ى 17 - 18 : ( رسيد . خدا را هرگز كسى نديده است - او را ظاهر كرد ) . [ 2 ] انجيل يوحنا ب 1 ى 1 - 18 . [ 3 ] انجيل يوحنا ب 11 ى 1 : و شخصى ايلعازر نام بيمار بود از اهل « بيت عنيا » كه ده مريم و خواهرش مرتا بود . ى 18 : و بيت عنيا نزديك اورشليم بود قريب به پانزده تير پرتاب . [ 4 ] انجيل يوحنا ب 11 ى 1 - 57 . [ 5 ] انجيل يوحنا ب 12 ى 12 - 15 .